رپ فارسی به شکلی از موسیقی رپ گفته میشود که به زبان فارسی (و عمدتاً در ایران) خوانده میشود. این سبک موسیقی اگر چه عمدتاً متاثر از سبک رپ غربی است، اما تمام ویژگیهای آن را ندارد و برخی خصوصیات آن در رپ غربی وجود ندارد. رپ فارسی در اوخر دهه ۱۳۷۰ خورشیدی در ایران شکل گرفته و خوانندههای زیادی به طور رسمی و غیر رسمی (اصطلاحاً زیر زمینی) در این سبک فعال هستند.
تاریخچه
موسیقی رپ در دههٔ ۱۹۸۰ میلادی و از میان موسیقی سیاه پوستان فقیر متولد شد. رپ در واقع یک نوع موسیقی اعتراضآمیز خیابانی است. این موسیقی از پیش پا افتادهترین، سهلترین و خیابانیترین کلمات استفاده میکند، بدون این که از حیث ادبی بتوان این نوع استفاده را نقد کرد. در نوشتن متن ترانههای رپ، هیچ الزامی برای رعایت قوانین ادبی وجود ندارد. موسیقی رپ به موضوعاتی از جمله: اختلاف طبقاتی، ریاکاری، دعواهای خیابانی، فرهنگ غالب جهانی و همچنین بحرانهای سیاسی میپردازد. کلام آن اگرچه قافیههایی ضعیف دارد و در نگاه بسیاری شعر ناب به حساب نمیآید، اما با همین سادگی و بی پیرایگی خود میکوشد معنایی دیگر از زندگی اجتماعی را به ما یادآوری کند، که بعدی از زندگی مردم کوچه و خیابان است. به نحوی میتوان گفت چارچوب تعیین شدهٔ موسیقی را که دارای قوانین سخت و مشخص است را خرد میکند تا موسیقی در دسترس عامی ترین افراد جامعه قرار گیرد.
احتمال داده میشود که آهنگ «یک یاری دارم» از بدیع زاده اولین آهنگ رپ ایرانی باشد (با توجه به تنالیته و ساختار کلامی). اولین آهنگ رپ فارسی در سبک پاپ، توسط حسن شماعی زاده در اوایل دهه ۶۰ همراه فرزندش با مطلع شعر میدونم که دروغ میگی وقتی میگی که دوسم میداری سپس در اوایل دهه ۷۰ توسط گروه سندی با آهنگ مشهور پری و سپس در اواخر دهه ۱۳۷۰ خورشیدی در یک برنامهٔ تلویزیونی به نام «اکسیژن» در ایران پخش شد. این قطعه توسط شهاب حسینی مجری برنامه خوانده شد و تاحدودی مورد توجه قرار گرفت. تقریباً دو سال بعد از این رخداد، اولین آلبوم رپ فارسی در ایران توسط شاهکار بینشپژوه با نام اسکناس منتشر شد. این آلبوم که در سبک رپ طنز بود و اولین آلبوم رپ فارسی بود که در ایران با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر شد، چندان مورد استقبال وارد نشد.
در مورد فعالیت گروههای زیرزمینی رپ فارسی در ایران، و گروههای رپ فارسی خارج از ایران، منابع موثق موجود نیست. احتمال داده میشود که در اواخر دههٔ هفتاد خورشیدی، سروش لشکری با نام مستعار هیچکس در داخل ایران، و بهنام میرخواه با نام مستعار دیو سپید در آمریکا اولین گروههایی از این دست باشند که به رپ فارسی پرداختند.
در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، رضا عطاران در عنوانبندی چند مجموعهٔ تلویزیونی از جمله متهم گریخت موسیقی رپ اجرا کرد. همچنین در تعطیلات نوروزی سال ۱۳۸۶ مجموعهٔ تلویزیونی دیگری به کارگردانی رضا عطاران به نام ترش و شیرین از شبکهٔ سوم سیما پخش شد که در عنوانبندی آغازین آن، رضا عطاران یک شعر (از نیلوفر لاریپور) را به صورت رپ میخواند و محسن نامجو نیز با آواز وی را همراهی میکرد. رضا عطاران و امیرحسین مدرس در عنوانبندی یک مجموعهٔ تلویزیونی دیگر به نام خانه به دوش نیز قطعهای به سبک «رپ-پاپ» فارسی خواندند، که مورد توجه قرار گرفت.
در پاییز سال ۱۳۸۵ پس از انتشار فیلم خصوصی زهرا امیرابراهیمی، یک خواننده رپ به نام یاسر (با نام هنری یاس)، با خواندن قطعهای به نام «سیدی رو بشکن» و تشویق شنونده به قطع زنجیرهٔ پخش فیلم خصوصی آن بازیگر تلویزیون، ابعاد اجتماعی موسیقی رپ را بیش از پیش به نمایش گذاشت. در زمستان سال ۱۳۸۵، سروش لشکری با اسم هنری هیچکس، در ترانهای به نام «وطن پرست» در دفاع از برنامه انرژی هستهای ایران که از موضوعات مهم سیاسی وقت بود کردهاست. همچنین در این آلبوم (جنگل آسفالت)، مهدیار آقاجانی آهنگساز این آلبوم از تلفیق موسیقی سنتی ایرانی با سبک رپ بهره بردهاست و صدای سازهایی مانند عود، تمبک، نی، دف، قانون و آوازهای ایرانی در آن شنیده میشود.
همزمان با طرح مبارزه با بدحجابی در ایران، پخش ترانهای از «ماهور» به نام اتهام که دارای تم انتقادی شدید از برخورد با زنان تحت عنوان طرح مبارزه با بدحجابی بود، باعث شد تا بحث مبارزه با موسیقی رپ شکلی جدی بگیرد. و چندین سایت مربوط به این سبک موسیقی فیلتر و شماری از اعضای گروههای موسیقی ایرانی موسوم به «زیرزمینی» بازداشت و استودیوهایی که در آن آهنگهای خود را ضبط میکردند توسط نیروی انتظامی پلمپ شد. همچنین رپری به نام پیمبر با انتقاد از اسلام و سایر مطالب به این جنجال رونقی داد. در همین اثنی رپرهایی مانند شاهین نجفی، بهرام، یاس آهنگهایی را با موضوعات سیاسی پخش کردند که مضمون آنها انتقاد از سیاستهای اجرایی، فضای حاکم بر کشور و مشکلات ناشی از سیاستهای غلط دولت است.
رابطه شعر رپ فارسی با بحر طویل
«بحر طویل» یکی از قالبهای نسبتاً نوین شعر فارسی است که سرایش رسمی آن تقریباً از دورهٔ صفویه آغاز شد. از دیدگاه فنی این قالب از تکرار نامحدود و دلخواه یک رکن عروضی سالم بهمانند «فاعلاتن» ساخته میشود و همچنین لزومی برای طول مصراعها در آن وجود ندارد. یک مصراع میتواند تا جایی که سراینده احساس میکند باید کشیده گردد، کشیده شود و سپس قافیهای آورده شود و به مصراع بعد برویم. البته بحر طویل علاوه بر قافیهٔ پایانی میتواند در میانهٔ مصراع هم قافیه داشته باشد.
در زبان فارسی، زیباییشناسی بحر طویل بسیار ساده و زودیاب و لذتبخش بودهاست و شاید به همین دلیل باشد که این قالب از قالبهای عامیانه و مردمپسند شعر فارسی بودهاست و شعرای مهم و جدی چندان به سرودن آن تمایلی نداشتهاند. شاعر طنزپرداز معاصر «ابوالقاسم حالت» منظومهٔ «هدهدنامه»اش را در این قالب سرودهاست.متن ترانههای رپ فارسی از جهت شعری شباهت زیادی با بحر طویل دارد اگر چه از نظر محتوایی و استفاده از وزنهای عروضی چنین شباهتی را ندارد. از معدود اشخاصی که در رپ فارسی از این سبک شعری پیروی میکنند میتوان «بابک تیغه» و «آرشاک» را نام برد.
موقعیت رپ درایران
در چند سال اخیر به تعداد گروههای بدون مجوز و زیرزمینی رپ در داخل ایران افزوده شدهاست. همچنین آهنگهای فارسی تعدادی گروه رپخوان در خارج ایران نیز از طریق اینترنت در ایران منتشر میشود. با توجه به اینکه که اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای توزیع قانونی تولیدات موسیقایی، برای این افراد عملاً امکانپذیر نبودهاست، و با توجه به فقدان قانونی انتشار الکترونیک و حق کپی رایت آثار، پخش این آهنگها از طریق اینترنت محدود میشوند. اغلب گروههای رپ زیرزمینی آثارشان را از طریق وبگاهها و وبنوشتهای شخصی به گوش شنوندگان میرسانند.
تصویری که از موسیقی رپ در ایران ترویج میشد گاهی آن را مرتبط با جریانهایی نظیر شیطانپرستی قرار میداد. در ۲۵ مهرماه ۱۳۸۷ برنامهای از یکی از شبکههای تلویزیونی ایران پخش شد که به گفته سازندهٔ آن، به بینندگان نشان میداد که شیطانپرستی رابطهای با رپ ندارد. با این حال، به نظر برخی منتقدان این برنامه در عمل تاثیر عکس روی بینندگانش میگذاشت.
گسترش رپ فارسی به طور زیرزمینی و از طریق اینترنت، به ویژه با توجه به این که قسمت عمدهای از آثار زیرزمینی سرشار از فحش و ناسزا بود، باعث شد که دفتر موسیقی وزارت ارشاد در مورد اعطای مجوز به آثار این سبک سختگیرانه عمل کند. مدتی پس از این که قطعهای در سبک «رپ-پاپ» فارسی در عنوانبندی مجموعهٔ تلویزیونی «خانه به دوش» از یکی از شبکههای تلویزیونی ایران پخش شد، دفتر موسیقی وزارت ارشاد در نامهای به سازمان صدا و سیما از پخش ترانهای با این سبک از رسانهای مانند تلویزیون گلایه کرد.
با این حال، در اواخر سال ۱۳۸۵ خورشیدی آلبومی ۸ قطعهای از مجید غفوری با نام «نگو دیره» منتشر شد که در یکی از قطعههای آن بخشهایی به سبک رپ توسط یاس خوانده شده بود. شایعاتی در مورد مجوز نداشتن این آلبوم یا مجاز شدن موسیقی رپ شکل گرفت که در نهایت با تایید رسمی مجاز بودن این آلبوم توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران، بر طرف شد.
خوانندگان رپ ایرانی
بسیاری از گروههای رپ ایرانی، بر حسب آن که از کدام شهر این کشور منشا گرفته باشند نام گروه خود یا صفتی از آن را برابر کد تلفنی آن شهر قرار میدهند.[نیازمند منبع] به عنوان نمونه، گروههای تهرانی خود را «۰۲۱» و همدانیها خود را «۰۸۱» نام میدهند، «۰۵۱» که گروه ابلیس و دوستانش است،پیمان زیگزاگ و گروهش از رشت و گروه ۰۱۱۱ از شهر بابل هستند] برخی از گروهها هم از کد شهری که در پلاک ماشین استفاده میشود برای گروهبندی استفاده میکنند مانند ایران ۱۸ که از گروههای همدانی است.
برخی از گروههای رپ ایرانی که تحت نماد «۰۲۱» فعالیت میکنند (مثل هیچکس، یاس و بیباک) از خواندن شعرهای دور از ادب پرهیز میکنند و یا کمتر از این کلمات استفاده میکنند. در حالی که برخی دیگر (مانند زدبازی) در تبعیت از رپ غربی، بدون هیچ ابایی الفاظ دور از ادب را در شعرهایشان به کار میبرند.
در عرصهٔ موسیقی ایران، میتوان گروههای رپ را به چند دسته تقسیم کرد:
گروههایی که مضمونهای اعتراضآمیز سیاسی و اجتماعی را به کار میگیرند مانند تپش ۲۰۱۲، شاهین نجفی، بهرام و یاس که مضمون آنها انتقاد از سیاستهای اجرایی، فضای حاکم بر کشور و مشکلات ناشی از سیاستهای غلط دولت است. همچنین «ماهور» با ترانه اتهام که در انتقاد از طرح مبارزه با بدحجابی است
گروههای که جنبههای خشن و مبارزه جویانهٔ سبک گنگستا را جذب کردهاند. این دسته را میتوان «رپ خوانهای خیابانی» نامید. در این بخش از گروهها و خوانندههایی نظیر هیچکس، زدبازی، رضا پیشرو و پیمان زیگزاگ و ارش یادگارو سیاوش جانی و علی جنجال و ابلیس میتوان نام برد.
گروههای اخلاقیتر که میکوشند ارزشهای اجتماعی را تذکر بدهند. برخی از آنها عبارتاند از یاس، امزیپر، هارنیک، تروت اسپیریت و سالومه. البته باید این را نیز گفت که تذکر دادن این ارزشها، زبانی در سطح کوچه و خیابان دارد و بیشتر با نظری مثبت، خوبیهای قشری به مبارزه با بدیهای قشری میپردازند.
رپهای نزدیک به جریانهای غالب موسیقی پاپ، سرگرم کننده و رمانتیک. از میان آنها میتوان به شاهکار بینش پژوه، هیچکس، حسین مخته سروش ویروس امیر تتلو، آرش تی ان و حسین تهی و ساسی مانکن و فا تریتوری و محسن ادرین و اشکان کسمایی و شاهین فلاکت اشاره کرد.
ابعاد اجتماعی
موسیقی رپ، همان گونه که در خاستگاهش ایجاد شده، با مفاهیم اجتماعی گرهی سخت خوردهاست. این آمیختگی گاهی ایجاب میکند که گروهها برای بیان زشتیها و تیرگیهای جامعه از کلمات رکیک و خیابانی استفاده کنند. در رپ غربی نیز استفاده از الفاظ دور از ادب و گاهی رکیک، متداول است.
متاسفانه با توجه به اشارههای زیادی که ابعاد منفی اجتماع ایران در رپ فارسی میشود، این نوع موسیقی با محجوریت از طرف دولت جمهوری اسلامی مواجه شدهاست به گونهای که در برنامههای مختلف در رسانههای مختلف این سبک به این سبک موسیقی اعتراضهای غیرکارشناسانه میشود. به گونهای که در برنامهای تحت عنوان شوک این نوع از موسیقی را به عنوان موسیقی شیطان پرستان ارائه کردند.
مبارزه حکومتی با رپ
پلیس، صداوسیما و دولت احمدی نژاد![]()
در تلاش برای مبارزه با آنچه که «جریانهای موسیقی ناسالم» مینامند، برخورد با موسیقی رپ را در دستور کار خود قرار داد و اقدام به دستگیری عده کثیری از رپ خوانهای در شهرهای مختلف ایران کردند.تلوزیون دولتی ایران نیز با پخش برنامهای به نام «شوک» اتهامات مختلف را نثار هنرمندان رپ و هوادارانشان کرد.









این نوع رپ که بزرگانی همچون هیچکس پیشرو عرفان و ... قبولش ندارن به علت سازگاری با فرهنگ دامبولی و سطحی نگری ایرانیا خوب گسترش پیدا کرد که حتی بعضی ها متاسفانه رپ فارسیو با این سبک شناختن!!
اکثر رپر هایه غیر معروف در زمان گذشته با دیس کردن رپرایه بزرگ رو میومدن ولی الان قضیه معروف شدن با رپ خالتور و ۶و۸ رقم می خوره .ساختن کیلیپ هایی که بیشتر جنبه جلوه نمایی و جلب نظر دخترهاو به اصطلاح فشن! مشکل اصلی که با سبک رپ فارسی وفرهنگ ساده پوشی رپ در تضاده! رپر ها همواره در کل دنیا بجز ایران موهایه کوتاه داشتن! به طریقه لباس پوشیدن بزرگان رپ فارسی نیم نگاهی داشته باشید انها هیچگاه نخواستن طرفدارا شون موهایه برق گرفته داشته باشنو زیر ابرو بردارنو صلیب بندازن! "هیچکس " سعی کرده مارک برج میلاد رو لباسش باشه نه مارک دی اند جی..... .به لباس پوشیدن و ارایش مو این رپر ها نگاه کنید" هیچکس" بهرام" "ابلیس""تیغه" ساتراپ" و... در مقایسه با"تهی" ساسی مانکن"مخته"ارمین"اردلان".... وسطح کار !!!!
اکثر کسانی که کارهایه سبک ۶و۸ میدن بیرون به اصطلاح فشن و هدفشون صرفا معروفیت و رو اومدنه که به اصطلاح لاو میخونن .اگه میخوای لاو بخونی خوب برو کار سنگین مثله نیلوفر پیشرو .عروسک زد بازی و... بخون بخدا تو هیجایه دنیا به این چرندیات رپ نمیگن و مخاطبی جز دخترایه عاشقو پسرایه زیر ابرو برداشته نیست.یه دخترم بیاری تو اهنگتون همش بگه میمیرم برات!!!!!!!!
رپر ایه عزیز لطفا از این سبک بکشید بیرون! چون اصلا باعث پیشرفت رپ نمی شه .با این سبک شما حتی از اندیو افشین پایین تری!!!!!!!!! چه برسه جلو سبک غنیه سنتی!
حرف اخر درسته شیشو هشت خون ها معروف ترن ولی از نظر کلاس رپ وقواعد رپ بلاترینشون از یایین ترین رپ کن پایین تره
منبع:http://rap-iran.blogfa.com
در پدیده بودن ساسان یافته(ساسی مانکن) شکی نیست.او توانسته است با موسیقی و کلام مختص به خودش گوش های بسیاری را تسخیر کند.ساسی مانکن اغلب به عنوان یک رپر شناخته می شود و کارهای پیشین او نشانی از موسیقی رپ داشت اما اصل موسیقی و کلام او به موسیقی "هیپ و هاپ" بر میگردد تا رپ. یقین دارم که ساسی مانکن هیچ گاه رپر نبوده و نمی تواند رپر باشد.او حتی در روزهای نخستین کارش با ساختن آهنگ هایی(به خصوص آهنگش در نفی یا "دیس" سروش هیچ کس) سعی داشت خود را به این فضا تحمیل کند اما رپ زیرزمینی هنوز او را به داخل خود راه نداده است و بعید به نظر می رسد با توجه با استقبالی که از کارهای جدید ساسی مانکن شده است،او به موسیقی رپ بازگردد.ساسی حالا برای خود سبک مشخصی دارد و چند آهنگ آخرین او نشان از این دارد که ساسی نمی خواهد دیگر خود را به موسیقی خاصی تحمیل کند.او کلام آثار خویش را پایه ریزی کرده، که اتفاقا مورد توجه بسیاری هم قرار گرفته است.ساسی مانکن و سبکش هیچ گاه نقطه روشن موسیقی نخواهند بود.موسیقی آنها چندان دوام ندارد و به دوام هم نمی اندیشد و روز به روز رنگ دیگری بر تن میگیرد.اگر بخواهیم از لحاظ کلی هم بررسی کنیم موسیقی و جان کلام آهنگ های او به فست فودی می نماید که می توان یک یا حداکثر چند شب را در آنجا به خوبی سر کرد و روزی دیگر و فست فوودی دیگر و رنگ دیگر .ساسی نمی تواند به پایداری خود در موسیقی فکر کند.اگر موسیقی پاپ را موسیقی مصرفی بنامیم؛موسیقی هیپ و هاپ که ساسی مانکن و اثارش جزو این دسته به شمار می روند به ساندویچی بیشتر شبیه نیستند.او با آثارش دیده می شود و کسی ترانه هایش را پس از چند ساعت از شنیدن آن زمزمه نخواهد کرد.تا زمانی که آهنگ های او هست و او کارهای جدیدی به بازار عرضه می کند،یعنی ساسی مانکن هست و می خواند و اگر نباشد یعنی مرگ او و سبکش در موسیقی.یک خوراک ناپایدار.کما بر اینکه در دوران بی خبری او در سال 87 صحبت از تصادف و مرگ او شده بود.
خیلی از کسانی که گاهی اوقات احساس مسئولیت به آنها دست می دهد، او را پایین آورنده سطح و فرهنگ گوش کردن موسیقی می نامند.کسانی که ادعای دفاع از موسیقی را دارند چطور از پدیده ای لحظه ای به نام "ساسی مانکن" وحشت دارند؟ به هر حال او هست و آثارش از رسانه های دیداری و شنیداری و اینترنت عرضه می کند.مقابله با چنین پدیده ای اصلا ضروری به نظر نمی رسد.برخورد قهرآمیز هم فایده ای ندارد چون مخاطب ان آهنگ ها مردم اند نه مسئولان.
راه درست تر اینست که چگونه بتوانیم موسیقی خوب را به گوش شنونده برسانیم.ایراد از نبود امکانات نیست.اتفاقا امکانات هست ولی نمی توانیم یا در خیلی از مواقع اجازه نداریم از آن استفاده کنیم.وزارت ارشادی که سالهاست دم از موسیقی فاخر می زند،آیا تا به حال از خود پرسیده است که دقیقا چه کاری برای موسیقی فاخرش انجام داده است؟
موسیقی و کلام ساسی مانکن نشانی از موسیقی خوب را ندارد.این را حتی کسانی که همین آثار را در mp3 player شان یا خودروی شان گوش می کنند؛می دانند اما علت اینکه این سبک الان مورد توجه قرار گرفته و شنیده می شود به "مصرفی بودن حاد" آثار موسیقی ای برمیگردد که ساسی مانکن پرچم دار آن است و نسل جوان هم همین مصرفی بودن آن را می خواهد.
یک پدیده هنگامی مورد توجه قرار می گیرد که نیاز به آن پدیده در جامعه وجود داشته باشد.حال چه آشکارا و چه پنهان.ساسی مانکن نیاز پنهان جامعه بود که به عمل رسید.اجازه بدهیم هر کس سلیقه خود را در موسیقی گوش کردن داشته باشد و هر سبکی را گوش کند.ما که نمی توانیم روی گوش های دیگران فیلترینگ بگذاریم...می توانیم؟ پس بهتر است به جای نظاره کردن اقدامی عملی برای شناساندن و جا انداختن موسیقی و کلام خوب انجام دهیم.
خیلی ها ایراد را به موسیقی امروز مان مربوط می دانند و این ادعا را مطرح می کنند که الان موسیقی خوب تولید نمی شود.قطعا این حرف و ادعا درست نیست.موسیقی خوب هست و تولید می شود اما متاسفانه شنیده نمی شود.ساسی مانکن به هر نحوی که شده موسیقی خود را به گوش شنونده می رساند،او برای شنیده شدن آهنگ هایش سایت های موسیقی را در اختیار دارد،اینترنت را در اختیار دارد.او حتی برای ساخت کلیپش نزدیک به 30 میلیون تومان خرج می کند تا "شنیده" شود.مجوز هم لازم ندارد،هیچ گاه واژه "ممنوع الفعالیت" برای او معنایی نخواهد داشت.
اما موسیقی خوب ما سرخورده از زد و بندها و اختلاف سلیقه ها مجالی برای شنیده شدن پیدا نمی کند.هیچ تبلیغ و رسانه ای هم برایش وجود ندارد.این بازی را کسی می برد که بتواند بهتر "شنیده" شود.
بوقچي باشگاه پرسپوليس نيم قرن است بوق مي زند.از کتک هايي که خورده بود مي گفت.از اينکه تمام تنش جاي چاقو داشت.به فکر بازي خداحافظي بود.قولش را گرفته بود از مدير باشگاه .يکبار انزلي چي هاي هوادار ملوان طناب اورده بودند که دارش بزنند.
/My%20Documents/يک%20عمر%20بوق%20زدن!%20(يادداشتهاي%20يك%20خبرنگار)_files/002.jpg)
کابوس باختن از "اس اس" را مي بيند.بانو نماز مي خواند.دعا مي کند.مي گفت مرام و بوي پيراهن و عشق باشگاه يک قصه تمام شده است.مال روزگاري ديگر است.پيشنهاد خارجي هم داشت.از الهلال.عرب ها گفته بودند بيا اينجا بوق بزن.شيخشان مي گفت:"پول براي ما کاغذه".
رفيق باز هم هست.اعتراف مي کرد که به بعضي ها "ريز تر حال مي دهد".هوادارها صدايش مي کنند:"شلغم"!دليلش را نپرسيدم.
آخر مصاحبه گفت وقتي مادرش فوت کرده بود... بلند شده رفته ورزشگاه!
مي گفت :"بايد پرسپوليس را تشويق مي کردم."
ویژگیهای وبلاگ دخترا:
1. اصولا تو وبلاگشون چیزی برای دانلود پیدا نمی کنی!!
2. علاقه ای به “ادامه مطلب” و از اینجور چیزها ندارند. هرچقدر که مطالب طولانی باشه در همون صفحه اصلی می آورند!!!
3. پستها اکثرا احساسی و عاطفی ان. یا شعر می گن (که احتمالا خودشون فکر می کنن خیلی قشنگه) و یا درام می نویسن!!!
4. عموما مطالب آنها به ذکر منبع نیاز نداره!!! چون تراوشات ذهنی خودشونه!!!
5. برای هر مطلبی هرچند بی ربط و بی خود، چند صد کامنت (نظر) می بینی که عمدتا یا پیام تبریک و تشکره و یا ارائه کمک داوطلبانه البته از طرفه … واضحه!!!
6. دسته بندیهاشون مثل تمو بقیه چیزهاشونه. شعر، داستان، اجتماعی، عاشقانه!!! خلاصه تو فضان!!!
7. وبلاگشونو زیر و رو کنی نه عکسی ازشون می بینی (نه که خیلی خوشگلن) نه چیزی از سن و سال!!!
8. بندرت جایی بین 10- 15 تا وبلاگ اول ورد پرس فارسی پیدا میکنن (ولی در عوض کامنت تشکر زیاد دارن)
9. عکسهایی که برای کامنت استفاده می کنن اکثرا، یه چشی، ابرویی چیزیه!!! (مثلا مال خودشونه!!!)
ویژگیهای وبلاگ پسرا:
1. وبلاگ پر است از چیزهای جورواجور برای دانلود رایگان مخصوصا با کراکهاش. پدر صاحب هاست رو با کپی رایت در آوردن!!!
2. هیچ لینکی رو بدون ادامه مطلب نمی دن!!! حتی اگه پستشون 2 خط بیشتر نباشه!!! ( لینک می خوای!!! برو به ادامه مطلب )
3. به سن و سال ربطی نداره، دانلود بازی کم حجم میدن!!!
4. اصولا علاقه ای به معرفی منبع اثر ندارن!!! بعضی وقتها با اکراه یه جوری اسم منبع رو میارن که اصلا قابل دسترسی و یافتن نباشه!!! (تازه اونم بعد از امضا کردن و انگشت زدن صد ورژن مرام نامه و این حرفا !!!)
6. طوری وانمود می کنن که کل اون مطلب، فقط در همون وبلاگ پیدا میشه!!! حتی اگه کل مطلب رو کمپلت از جای دیگه ای کپی کرده باشن!!!
5. تا جا داره سعی می کنن لینکی چیزی برای موضوعات ممنوعه (ف.ی.ل.ت.ر شده) مثل عکسی کلیپی چیزی بدن!!! بعضی ها هم فقط چیزشکن می دن که بعد از مدت کوتاهی خودشون چیز میشن!!!
6. دسته بندیهایشون انقدر متنوع است که اگه بوعلی هم وبلاگ میزد آنقدر متنوع نمی تونست مطلب بنویسه!!!
7. عکسی که باهاش کامنت می دن یا یه شخصیت کارتونیه یا یه جک جونوری چیزی ایه!!!
8. کپی / پیست را به فکر کردن و مطلب نوشتن ترجیح میدن !!
رشته فقط روزنامه نگاري![]()
حسابداری
هدف :
حسابداري يك سيستم است كه در آن فرآيند جمعآوري، طبقهبندي ، ثبت، خلاصه كردن اطلاعات و تهيه گزارشهاي مالي و صورتهاي حسابداري در شكلها و مدلهاي خاص انجام ميگيرد. تا افراد ذينفع درون سازماني مثل مديران سازمان و يا برونسازماني مثل بانكها، مجمع عمومي سازمان مورد نظر و يا مقامات مالياتي بتوانند از اين اطلاعات استفاده كنند. به همين دليل فردي كه تحصيلات دانشگاهي ندارد، بيشتر دفتردار است تا حسابدار. چرا كه گزارشهاي اين دسته از افراد مطابق استاندارد نيست و پردازش كافي نميشود و بيشتر تراز حسابها ميباشد. براي مثال يك حسابدار تجربي نميتواند براحتي بين دارايي كوتاه مدت و بلند مدت تفاوت قائل شود و يا نميداند كه چگونه بايد معاملات ارزي را در دفاتر ثبت كرد.
حسابداري به عنوان يك نظام پردازش اطلاعات، دادههاي خام مالي را دريافت نموده، آنها را به نظم در ميآورد.
محصول نهايي نظام حسابداري گزارشها و صورتهاي مالي است كه مبناي تصميمگيري اشخاص ذينفع (مديران ، سرمايهگذاران ، دولت و ...) قرار ميگيرد.
ماهيت :
يك حسابدار متخصص، در آينده ميتواند مدير مالي يك سازمان يا شركت گردد يعني ميتواند به مديريت يك شركت ايده بدهد كه منابع موجودش را در چه راههايي سرمايهگذاري نمايد تا استفاده بهينه كند و يا اگر شركت به منابع مالي جديد نياز داشت يك مدير مالي بر اساس دانش آكادميك خود ميتواند بگويد كه از چه طريقي بايد تامين مالي كرد. و مجموع اين فعاليتها خارج از توانايي يك حسابدار تجربي است.
«حسابداري يك سيستم اطلاعاتي است كه با فراهمكردن اطلاعات لازم كمك ميكند تا سرمايهگذارها، اعتبار دهندگان، مديران و دولت نسبت به مسائل اقتصادي بهتر بتوانند، تصميم بگيرند. براي مثال اگر شخصي بخواهد در يك شركتي سرمايهگذاري كند، تمايل دارد كه وضعيت مالي آن شركت و يا نتايج عمليات آن شركت را در طي سالهاي قبل بداند. موضوعاتي كه به صورت گزارشهاي مالي توسط حسابداران تهيه ميشود.
«حسابداري به منظور جوابگويي به نيازهاي انسان به وجود آمده است. به همين دليل با گذشت زمان و به موازات گسترش فعاليتهاي اقتصادي و افزايش پيچيدگي آن ، هدفها و روشهاي حسابداري براي جوابگويي به نيازهاي اطلاعاتي، توسعه يافته است. چرا كه اشخاص، شركتها و دولت براي تصميمگيري در مورد توزيع مناسب منابع مالي نياز به اطلاعاتي قابل اتكا دارند كه اين اطلاعات را به ياري حسابداري ميتوان به دست آورد. از سوي ديگر انجام سرمايهگذاري يكي از مواد ضروري و اساسي در فرآيند رشد و توسعه اقتصادي كشور است و سرمايهگذاران نيز از بعد عرضه سرمايه، تا حد امكان سعي دارند منابع مالي خودرا به سويي سوق دهند كه كمترين ريسك و بيشترين بازده را داشته باشد. يعني به دنبال برآورد ريسك سرمايهگذاريها خواهند بود. اين در حالي است كه يكي از مباني اساسي براي محاسبه ريسك بازار شركتها ، استفاده از اطلاعات توليد شده توسط سيستم حسابداي است.
رشته حسابداري از جمله رشتههايي است كه از داوطلبان هر سه گروه آزمايشي رياضي و فني ، علوم تجربي و علوم انساني دانشجو ميپذيرد.
آينده شغلي ، بازار كار ، درآمد:
به نظر ميرسد فارغالتحصيلان دورههاي تحصيلات تكميلي اين رشته، آمادگي و پختگي بيشتري براي حضور در بازار كار دارند.
نتيجه يكي از تحقيقات دانشگاه «كلمبيا» مبني بر اين بود كه از از دهه 70 به بعد همه شركتهاي موفق، شركتهايي بودهاند كه مدير آنها تحصيلات مالي داشته است. چون از اين دهه به بعد اطلاعات نقش مهمي پيدا كرده است و مهمترين اطلاعات نيز، اطلاعات مالي است كه تاثير بسياري در تصميمگيري روساي شركتها دارد.
«فرصتهاي شغلي يك حسابدار بسيار گسترده است و از پايينترين سطح تا بالاترين سطح را در بر ميگيرد. و با وجود اين كه در دانشگاههاي مختلف كشور اعم از دولتي ، غيرانتفاعي و آزاد، دانشجويان بسياري در رشته حسابداري تدريس ميكنند اما تعداد فارغالتحصيلان بيكار اين رشته از بيشتر رشتهها كمتر است. چون از يك موسسه كوچك گرفته تا بزرگترين كارخانههاي كشور حداقل براي تهيه اظهارنامه مالياتي به حسابدار نيازمند هستند.
همچنين دانش حسابداري در بخش ماليات كاربرد وسيعي دارد. چون محاسبه سود به ياري حسابداري امكانپذير است و تعيين مقدار سود نيز مبناي محاسبه ماليات شركتها اعم از دولتي و خصوصي ميباشد.
فارغالتحصيلان اين رشته پس از اتمام تحصيل ميتوانند در سطوح مختلف و شاخههاي متفاوت عهدهدار انجام امور مالي گردند كه شرح آن چنين است:
الف) حسابداري
فارغالتحصيلان ميتوانند در كليه موسسات و واحدهاي تجاري، اعم از دولتي يا خصوصي به عنوان حسابدار در شاخههاي زير مشغول كار شوند:
حسابداري مالي: در كليه شركتها و موسسات تجاري و غيرانتفاعي.
حسابداري صنعتي : در كليه واحدهاي صنعتي و شركتهاي توليدي.
حسابداري دولتي : در كليه سازمانها و ادارات دولتي به عنوان حسابدار يا عامل ذيحساب.
حسابداري مالياتي : در ادارات دارايي.
حسابداري بيمه : در موسسات بيمه .
حسابداري بانكها : در شعبهها و سرپرستي بانكها .
حسابداران پس از مدتي اشتغال به كار حسابداري ميتوانند در سمت مديريت مالي واحدهاي تجاري ، ايفاي نقش نمايند.
ب ) حسابرسي
فارغالتحصيلان رشته حسابداري قادرند با توجه به شاخههاي حسابداري در بند الف در حرفه حسابرسي شاغل شوند. شاغلان حرفه حسابرسي در يك تقسيمبندي كلي به دو گروه اصلي تفكيك ميشوند :
حسابرسان داخلي : اين گروه از حسابرسان ، كارمند واحد مورد رسيدگي هستند، و در واقع رابط ميان هيات مديره و شركت بوده و گزارش رسيدگي خود را به طور هفتگي ، ماهانه يا سالانه به مديرعامل و هيات مديره ارائه ميدهند . اين گروه از حسابرسان عمليات داخل واحد تجاري را رسيدگي ميكنند.
حسابرسان مستقل: اين گروه از حسابرسان، افرادي هستند كه در موسسات حسابرسي مشغول كار هستند و بر اساس قرارداد ميان شركتها يا سازمانها با اين موسسات، عمليات حسابداري و مالي واحد تجاري را بر اساس اصول و موازين حسابداري مورد رسيدگي قرار ميدهند و گزارش خود را به مجمع عمومي صاحبان سهام ارائه ميكنند. در واقع حسابرسان مستقل رابط ميان صاحبان شركت و هيات مديره شركت ميباشند.
در حال حاضر در ايران ، سازمان حسابرسي به عنوان يك سازمان دولتي ، بزرگترين موسسه حسابرسي است و در كنار آن ساير موسسات حسابرسي دولتي و خصوصي مشغول فعاليت ميباشند.
تواناييهاي مورد نياز و قابل توصيه:
داشتن شم رياضي در رشته حسابداري از اهميت بسياري برخوردار است. به همين دليل دانشآموزان رشته رياضي در اين رشته موفقتر هستند. البته اين بدان معنا نيست كه دانشآموزان رشته علوم انساني قادر به ادامه تحصيل در رشته حسابداري نيستند بلكه بايد تلاش كنند تا از دانش رياضي خوب و يا حداقل متوسطي برخوردار باشند.
همچنين يك حسابدار بايد بتواند بخوبي گزارش كارهاي خود را ارائه دهد. بنابراين بايد در ادبيات فارسي مسلط بوده و نگارش خوبي داشته باشد. اين ويژگي بخصوص در سطوح بالاتر اين رشته يعني حسابرسي و مديريت مالي اهميت بسياري دارد.
در آزمون هر سه گروه آزمايشي درس رياضي به عنوان مهمترين درس اين رشته ضريب 4 دارد.
دانشجوي حسابداري بايد صادق و رازدار باشد چون در آينده تمام اسناد و مدارك يك سازمان را در اختيار دارد و اگر فرد رازدار و در كل با اخلاقي نباشد لطمات زيادي به آن شركت و در نهايت به جامعه وارد ميآورد. اين مساله بخصوص در حسابرسي اهميت بيشتري دارد زيرا اگر يك حسابرس كه وظيفه بررسي گزارشات مالي يك سازمان و تاييد صحت و سقم آن را بر عهده دارد، درستكار نبوده و يا شهامت ابراز مشكلات را نداشته باشد، ميتواند به نابسامانيهاي اداري و مالي يك جامعه دامن بزند.
و بالاخره يك حسابدار براي موفقيت در اين دنياي پر از رقابت و تغيير و تحول بايد خلاق، مبتكر، صبور و منضبط باشد.
علاقه به امور مالي و تجزيه و تحليلهاي آن، عامل موفقيت دانشجوي حسابداري است.
وضعيت ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر:
تا مقطع دكترا امكان ادامه تحصيل وجود دارد.
نظر يك فارغالتحصيل مشغول به كار در اين رشته :
دانشجوي اين رشته بايد تحمل ساعتها كار در پشت يك ميز و صندلي و سرو كار داشتن با اعداد و ارقام را داشته باشد. همچنين بايد دقيق و منظم باشد تا در جمعبندي اعداد و ارقام دچار مشكل نگردد.»
وضعيت نياز كشور به اين رشته در حال حاضر:
آموزش حسابداران و شركت موثر آنها در فراهمآوري اطلاعات مالي دقيق و قابل اعتماد، و تجزيه و تحليل اين اطلاعات براي توسعه پايدار در كشور در حال توسعهاي مانند ايران اهميت فراواني دارد. چرا كه وجود اطلاعات دقيق، اعتماد برانگيز، بموقع و مربوط به فعاليتهاي اقتصادي، نه تنها لازم بلكه حياتي است. علاوه بر اين اطلاعات مالي حاصل از فعاليتهاي اقتصادي كه بوسيله نظامهاي حسابداري گزارش ميشود، ميتواند از انحراف مسير پيشبيني شده ، اتلاف منابع اقتصادي و اخلال در برنامههاي توسعه اقتصادي جلوگيري كند.
دكتر ثقفي نيز در اين باره ميگويد:« چون اين رشته فقط به كلاس و معلم نياز دارد متاسفانه در سالهاي اخير، بسياري از شهرهاي دورافتاده كه حتي يك حسابدار مجرب و متخصص ندارد، رشته حسابداري را با استفاده از اساتيد كمتجربه دائر كرده است و در نتيجه فارغالتحصيلان دانشگاههاي فوق حسابداراني ناكارآمد هستند كه نميتوانند، جذب بازار كار شوند. البته آنچه گفته شد شامل حال فارغالتحصيلان توانمند اين رشته نميشود چون هر فرد سرمايهگذار و هر موسسه اعتباري براي سرمايهگذاري يا اعتبار دادن به حسابدار نياز دارد. »
نكات تكميلي :
چند سال پيش وقتي كه آقاي . ت رياست يكي از كارخانههاي ايران را بر عهده گرفت با اخمهاي در هم و چهرههاي عبوس كارگراني روبرو شد كه 6 ماه بود حقوق نگرفته بودند و اميد چنداني نيز به رئيس جديد نداشتند. اما رئيس جديد كه فارغالتحصيل رشته حسابداري بود با مديريت قوي و درست خويش نه تنها كارخانه مورد نظر را از ورشكستگي نجات داد بلكه امروزه اين كارخانه يكي از بهترين كارخانههاي كشور است كه محصولات آن به خارج از كشور صادر ميگردد و در حال حاضر نيز نحوه كار رئيس ياد شده به عنوان يك شيوه نوين در دانشگاهها تدريس ميشود.
آنچه خوانديد سرگذشت واقعي يكي از كارخانههاي كشور است.
زندگينامه ديويد كاپرفيلد

ديويد كاپرفيلد در تاريخ 16 سپتامبر 1956 در شهر متاچن واقع در نيوجرسي در آمريكا از پدر و مادر يهودي اهل روسيه متولد گرديد.
او در كودكي از پدر بزرگش شعبده بازي با كارت را آموخت و در سن 12 سالگي رسمآ بعنوان جوانترين شعبده باز در تاريخ آمريكا شروع بكار نموده و در 16 سالگي هم آموزش شعبده بازي را در دانشگاه نيويورك تدريس مي نمود.
از مهمترين و چشمگيرترين برنامه هاي او، غيب كردن مجسمه آزادي و عبور از ميان ديوار چين و پرواز در هوا بوده و همچنين تعدادي از تماشاچيان را در جايشان غيب نموده و در جائي ديگر كه آنها تصورش را نميكردند ظاهر نموده است.

همچنين در موزه مادام توسو در لندن كه مجسمه مومي اشخاص مشهور را قرار ميدهند، مجسمه مومي وي هم اضافه گرديده است و در 4 كشور هم تصويرش را بعنوان يادبود بر روي تمبر چاپ كرده اند.
او در بيش از 40 كشور و با تعداد بيش از 3 بيليون تماشاچي برنامه داشته است.
او در سال حدود 550 برنامه دارد، كه همه بليطهايش از قبل پيش فروش شده است.

عكسي از دبيرستان دخترانه قبل و بعد از انقلاب


عكس اول را راجر وود حدود 35 سال پيش گرفته و عكس دوم هم كار ديويد ترنلي است كه 12 سال قبل گرفته است.
دست درازي هنرپيشه جوان به دختر روزنامه نگار
ظهر روز يكشنبه، صداي جيغ كوتاهي در دفتر فيلمسازي آقاي «ف. ج» پيچيد. آن موقع، كارگردان شناخته شده سينماي ايران مشغول انجام امور فني تازه ترين كارش بود و در دفتر خود حضور نداشت. نه او و نه حتي منشي اش يا هيچكس ديگر. پس صداي چه كسي بود كه در فضاي آپارتمان خيابان وزرا پيچيد؟
چند لحظه بعد، اهالي و كارمندان اين ساختمان كه به دليل همسايگي دفتر فيلمسازي، به ديدن چهره هاي آشناي عالم نمايش در اين محل عادت دارند؛ ابتدا دختركي وحشتزده را ديدند كه پيش از ترك آنجا، سعي داشت مقنعه اش را مرتب كند. كمي بعد، شخص ديگري از دفتر خارج شد. او، كسي نبود جز «حامد. ب» هنرپيشه شناخته شده كه چندين نقش دوم- سوم تا دهم را در كارنامه بازيگري اش دارد!
چه اتفاقي افتاده بود؟ جواب واضح است و روشن. آقاي هنرپيشه، از فرصت به دست آمده بابت خلوت بودن دفتر استفاده كرده و قصد پليدي در مورد دختر خبرنگاري كه براي مصاحبه با او آمده بود، داشته است. البته اينجا با خوش بيني، نقش صاحب مكان يعني جناب فيلمساز محترم را ناديده گرفته و فرض مي كنيم كه او از تصميم بازيگر موردنظر خبردار نبوده. هرچند كه «پي نخود سياه فرستادن» منشي و كاركنان دفتر، جاي سوال دارد و خبر از همدستي «ف. ج» مرد موسپيد كرده سينما و كارشناس يك برنامه شبانه تلويزيون مي دهد.
از گفته هاي همسايه ها پيداست كه اندك زماني پس از ورود خانم مصاحبه گر به دفتر، سروصداها بلند شده و اين خبرنگار هراسان بلافاصله محل را ترك كرده است. به اين ترتيب، بايد گفت اقدام حامد ب هرچند با قصد قبلي صورت گرفته اما حركتي جنون آميز بوده، چراكه حتي به طعمه خود فرصت نفس تازه كردن و نشستن هم نداده است! خبر چنين رفتارهاي از سوي اين هنرپيشه تازه به دوران رسيده، از خيلي پيش ترها شنيده مي شد ولي بهمن ماه گذشته زماني بود كه شنيده ها به اوج رسيد و اكثر خبرنگاراني كه براي گفتگو يا گرفتن خبر با اين برنده جايزه جشنواره فيلم فجر تماس گرفتند، از برخورد بد و حركات غيرعادي او گفتند. آقايان از رفتار و گفتار تند و زننده اش - كه در يكي از موارد به دعوايي فيزيكي انجاميده بود- گله داشتند و خانم ها با شرم از بي شرمي هاي او خبر مي دادند.
گفته مي شود دليل اين عدم تعادل در رفتار، از غرور لجام گسيخته اين بازيگر و بيشتر از آن، استعمال مواد مخدر نشات مي گيرد. گويا جناب بازيگر نقش مكمل براي مواقع خاص، با مخدر كوكائين (كه از تحريك كننده هاي قوي و گرانقيمت است) حسابي خود را «هاي» مي كند و «شيشه» هم عمل اصلي ايشان است. به عنوان مثال، به گفته يكي از همكارانش، هنگامي كه چندي پيش براي گفتگويي بلند به يك برنامه تلويزيوني معروف دعوت شد، تحت تاثير كوكائين حرف هايي در اين برنامه زد كه بازتاب هاي بسياري در پي داشت. او در جملاتي تند و تيز، به منتقدان سينماي دفاع مقدس تاخته و در حالي كه اصلاً بحثي رخ نداده بود، بي دليل شروع به دفاع از «بچه هاي جبهه» و توهين به دشمنان فرضي كرد! همكاران او نقل مي كنند او كه «اصلاً روحيه اش به اين حرف ها (جبهه و هواداري از بسيجي ها) نمي خورد» بعداً گفته است: «آنقدر توپ بودم كه دلم مي خواست با يكي دعوا كنم. دنبال بهانه بودم. كاش مي رفتم برنامه نود تا استوديو عادل فردوسي پور را به هم مي ريختم!»
پرونده اين نفس كش طلبيدن ها و رفتار خلاف اخلاق حامد ب، يكشنبه گذشته با هجوم به خانمي روزنامه نگار (كه از ترس آبرو تا اين لحظه اقدامي در جهت ادب كردن او انجام نداده)، تكميل شد و معلوم نيست لگدپراني هاي اين جوان تا كي ادامه خواهد داشت. سينماي سياه مست ايران كه برجسته ترين آثارش چيزهايي مثل «كما» و «شارلاتان» است، به چنين شبه هنرمندان لمپن و فاسدي نياز مبرم دارد؛ كساني كه خيال مي شد دوره آرتيست بازي هايشان گذشته و ديگر شاهد حضور چنين «كلاه مخملي نماها»يي در عرصه هنر ايران نخواهيم بود. اين ها راندن در جاده هاي تباهي را خوب فوت آبند! آيا بهتر نيست دوستان ارشادي به جاي محدود كردن رسانه ها (كه افشاي اين دست ماجراها را وظيفه دارند)، توقيف كتاب ها و فيلم ها، به چنين مواردي رسيدگي كنند؟





/My%20Documents/Bia2Rap%20%20P0rTal%20___%20Persian%20Rap%20P0rTal_files/eblis-hasrat.jpg)

